ناظم الاسلام كرمانى
413
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
عريضهء عضد السلطان حضور پدر تاجدارش مظفر الدينشاه قربان خاكپاى اقدس همايونت گردم - غلام خانهزاد پس از مرخصى از حضور مهر ظهور مبارك اقدس همايون ارواحنا فداه مبتلا به مرض تب شده چون پاكتى از جناب مستطاب آقا ميرزا سيد محمد مجتهد براى اين خانهزاد آوردند كه عينا تقديم آستان مبارك داشته آنچه رأى انور همايونت اقتضا فرمايد جواب داده شود . الامر الاقدس الاعلى مطاع صورت دستخط شاهنشاه مظفر الدينشاه عضد السلطان . عريضهء شما و كاغذ جناب آقا سيد محمد مجتهد را ملاحظه كرديم عجب است كه ميگويند علماء را در حضور ما معارض دولت و مفسد قلم دادهاند و هيچ تصور نميكنند كه اولا احدى را قدرت خلافگوئى در حضور ما نيست ثانيا كى ميتواند معارض دولت شود و از اوامر دولت تمرد كند جناب آقا سيد محمد و ساير علماء وقتى كه به تكليف دعاگوئى خودشان رفتار كنند مفسد بقلم نميروند و ما هم آنها را مفسد نميدانيم بلكه وظيفهء شرعى آنها اين است كه خيرخواه و صلاحجوى دولت و ملت باشد اما اين مسئله را هم تصديق نميكنم كه مثل آقا ميرزا سيد محمد عالم متديّن خيرخواهى خودش را داخل فساد كند و اين رفتار را براى دين و دولت ركيك نشمارد و سبب فتنه نشود . اجماع شيوهء مردمانيست و خسايس مردم است از مثل ايشان آدمى هيچ منتظر اين اقدامات نيستم مخصوصا اين دستخط را بفرستيد بهبينند مطلب و عرض حسابى هيچ محتاج به اين عنوانات نيست در شهر غائله ننمايند بيايند مطلب خودشانرا بگويند و جواب بشنوند تا ما هم مطالب حسابى آنها را بطوريكه صلاح دولت است بپذيريم و رفع غائله بشود و الا به اين شكل و اين عنوان جز اينكه بيشتر ايقاظ فساد شود و مردم بيچاره دوچار قهر و غضب و به زحمت بيفتند هيچ نتيجهء ندارد و البته تكليف شرعى غير اين است كه رفتار ميكنند . 20 جمادى الاولى 1324 پس از رسيدن اين دستخط و پيغامات ديگر از طرف شاه و صدر اعظم و سخت گرفتن بآقايان از جهت آمد و شد مردم و سختى آذوقه آقاى بهبهانى و آقاى طباطبائى خطابه خواندند و فرمودند اى مردم ما قول و عهد شما را بشما مسترد ميداريم خواهش داريم كه ما را بگذاريد به حال خود و برويد اگر ميكشند ما را بكشند و اگر ميگيرند ما را بگيرند از شما كارى هم ساخته نيست جز آنكه تفرقهء حواس ما را باعث ميشويد البته برويد و دكانهاى خود را باز نمائيد . طلاب اظهار داشتند كه ما از شما آقايان جدا نميشويم